هیچی افسرده شده بودم بابام اومد تو اتاقم گف دخترم عزیزکم

هیچی افسرده شده بودم بابام اومد تو اتاقم گف دخترم عزیزکم چرا یه گوشه غصه دار نشستی گفتم بابام حالو حوصله ندارم گف بریم بیرون چرخی بزنیم دلت وا شه دل دخترکم وا شه نبیم غمگینی






عود هندیه
دیدگاه ها (۱۶)

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟛در سمت چپ ِ سینه‌ام ؛سرزمینی‌ست کوچککه تو برای آن خو...

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

مافیای خشنپارت۹♡؟عشقم_جان؟می کم بریم بیرون_ام کجا بریم؟بریم ...

پارت هدیهپارت چهارم خدایی این کی بود؟اصلا ولش رفتم تو مامانم...

I Love you🖇🤍pt3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط