از جدا شدن نوشتی...

از جدا شدن نوشتی...

رو تن زخمی هر برگ...

گریه کردم و نوشتم :

نازنینم یا تو یا مرگ....

تو با خنده ای نوشتی:

هم قفس خدانگهدار...
دیدگاه ها (۱)

تو برگ‌اولِ پاییزی...🍁🍂💔ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

خنده های تو مرا باز از این فاصله کشتــــــــــــــــــــــــ...

کلمه polyBuzz رو تو گوگل ترنسلیت نوشتمترجمه کرد پالی بازبعد ...

اگه پات لغزید نگی جوونی کردم..حرمت جوونی علی اکبر(ع) رو نگه ...

«خدایا هر چه کردم برای رضای تو بوده» ...❤️‍🩹ــــــــــــــــ...

تو رفتی و ندانستی برایت من چه ها کردممیان گریه خندیدم که تو ...

کاش کسی رو داشتم اینجوری تو بغلش گریه می‌کردم بهم می‌گفت غصه...

صدای خش‌خش برگ برگ زرد و نارنجی چه قرمزه گونه‌هاتسرده هوای ...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط