درد پنهان فراقم ز تحمـّل بگذشت

درد پنهان فراقم ز تحمـّل بگذشت
ور نه از دل نرسیدی به زبان آوازم


#سعدی
دیدگاه ها (۴)

رفتی و روز مرا تیره تر از شب کردی بی تو در ظلمتم، ای دیدهٔ ن...

نه به وصل میرسانینه به قتل می‌رهانی#سعدی

دِلمز هَرچه به غیر از تو بود خالی مانددر این سَرا تو بِمان ا...

سعدی میگه :مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزدوَگر پنهان...

دردی که مرا هست به مرهم نفروشمور عافیتش صرف دهی هم نفروشمبگد...

تو را عشقِ همچون خودی ز آب و گِلرُباید همی صبر و آرامِ دل#سع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط