قفسِ خاطرہ هایت ،

قفسِ خاطرہ هایت ،
بہ ڪنار ؛
حبسِ این آهِ گلویم ،
بہ ڪنار ؛
خورہ ے اینڪہ ڪجایے،
بہ ڪنار ؛
چشمِِ من
خیرہ بہ عڪست ؛
بہ ڪنار ؛
خبرم میڪنے از آمدنت ؟؟؟
یا همہ ،
قول و قرارت بہ ڪنار؟؟
دیدگاه ها (۳)

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

کپشن ✍️اصفهان را همه با پل‌های تاریخی‌اش، با شکوهِ معماری‌اش...

میخواهم...میخواهم قهر کنم.‌‌...با دنیایی که تو را ازمن گرفت....

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

سلام صبح جمعتون عالی بعد عمرے در ڪجا باید ڪہ پیدایت ڪنم؟!از ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط