من باختم . . . 

من باختم . . . 
به خُود و سادِگی هایِ خُود ...
باختم به تصویرِ غلطِ آدم هایِ فرشته نَما ...
باختم به احساسِ پاکِ خُود ...
باختم به دُنیا ...
حال که حِماقت هایم را می شُمارم ...
آرام ... آرام ...
این جُمله در ذهنم طَنین اَنداز می شود ...
سَنگ باش تا سَنگ سار نشوی . .

نمیبخشمت خدا ازت نگڌره 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔
دیدگاه ها (۳۲)

💔 💔 💔 💔 💔 💔

💔 💔 💔 😔 💔 💔 💔 😔 💔 💔 💔 💔 💔 😔 💔 💔 💔 😔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 😔 💔 💔 💔 💔 💔 ...

ڪـــاش ......جـنـــس دلـهــا ...از ڪاغــذ بود ...نــه از شـی...

یک فنجان قهوهـمهمانِ من باشآغشتہ بہ سمِ عشقدرد ندارد!فقط...چ...

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط