part

part 46
باباش حالش زیاد خوب نیست و مامانش پرستاره و بیشتر بیمارستان بخواطر همین برای جزوه نویسی وقت نمیکنه و اکثرا هم از من کپی میکنه
ری منو رو تخت گذاشتو رفت و بعد یه ربع اومد
ری: بیا برات غذا اوردم
سوزومه: مرسی......... خب
ری: خب چی
سوزومه: نمیخوای بخواطر بزرگ واریم چیزی بدی
ری: چی میخوای
سوزومه: هوس خرید کردم با یه کافه
ری: اوکی ساعت
سوزومه: میگم
ری: زنگ خورد بریم
سوزومه: اوکی بریم
رفتم کلاس دخترا اومدن پیشم
امیلی: چیشد یدفه
سوزومه: هیچی ضعف داشتم حالم بد شد
لیلی: به جنیور نمیگی
سوزومه: نه نه نمیخواد حالم الان خوبه
لیل: اوکی هرجور راحتی
سوزومه: راستی ساعت چند من باید بیام کافه
ری: کافه برای چی
سوزومه: مگه نگفتی میخوای ببری
ری: اوکیه ولی اینا قرار نبود
سوزومه: نه اون قضیش جداست
امیلی: ساعت سه خوبه
سوزومه: پس ری تو ساعت دو نیم بیا دنبالم
ری: اوکی
بعد چند ساعت مدرسه تموم شد بیرون مدرسه منتظر جنیور بودم که پکر اومد
سوزومه: قیو پکری
دیدگاه ها (۱)

part 47اسلاید2 استایل سوزومه برای خرید جنیور: سوارشو حوصله ن...

part 48اسلاید2 مجستمه های سوزومه اسلاید3 گردنبندی که خریدن ر...

part 45لیلی: اگه دوباره ردش کنه چی امیلی: خیالت راحت جسیکارو...

part 44اسلاید2 گردن بندی که جنیور به سوزومه دادسوزومه: جانم ...

~در اتاق ۳۶۶ چه خبر است ...~ پارت اول

خب خب بریم ادامه پارت هشتم ــــــــــــــــــــــــــــــ.وی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط