بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی

بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را

شاید که پیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست عشق کدامست غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمری است در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم آن چنان که اگر ببینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرام و روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره های ترا دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب

بیمار خنده های توام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرم تر بتاب
دیدگاه ها (۴)

میزنم داد مگر داد به جایی برسدشاید از عشق تو فریاد به جایی ب...

شک ندارم که تو مانند خودم دلتنگیبا جهانی جهت دیدن من در ج...

بی‌تابانه در انتظار توامغریقی خاموشدر کولاک زمستان.فانوس‌های...

ﻧﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﺁﻥ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪﻋﺸﻖ ﺧﻮﺩ ﺻﺮﻑ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ...

تا تو با منی زمانه با من استبخت و کام جاودانه با من استتو به...

{یا هادی ع..}

تقدیم به جانانم🌸🧿❤مینویسم برای اونیکه دوستش دارم:😍من خیس ِ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط