#Blond
#Blond
پارت ۸
ویوی Writer:
جیمین و جین هردو نشسته بودن و منتظر اون دوتای دیگه بودن
÷این دوتا مغز فندقی کجان
+الان میان هیونگ
جین همونطور نگاهش دورتادور سالن میچرخید که یهو چشمش به قسمت وی ای پی خورد
هولی شت!
فاک!
صبر کن ببینم احیانا اون سه نفری که اون بالا نشستن و حرف میزنن همونایی نیستن که ظهر بهشون برخوردیم؟؟
÷جیمین
+هوم
÷جوجه ی زشت
+بله
÷کره خر!
+یا هیونگ میگم بله چیه دیگه!
÷هیس صداتو بیار پایین!اون قسمت وی ای پی رو میبینی؟؟
جیمین نگاهشو چرخوند و به قسمت وی ای پی نگاه کرد
+خب
÷احیانا اون سه تا همونایی که ظهر باهاشون دعوامون شد نیستن؟؟
جیمین بعداز دیدنشون کمی شوکه شد ولی با صورتی پوکر رو به جین کرد و گفت :
+خب که چی
÷هیچی...فقط
×هیونگ ها!
جین و جیمین به سمته صدا برگشتن
÷چه عجب اومدید بلاخره
&یا هیونگ هنوزم مثل قبل غر غرویی
÷من؟بی ادب
پست گردنی به جیهوپ زد
&یا هیونگ!
÷خجالتم نمیکشن
+خیله خب بسته!
جیمین به سمت جیهوپ برگشت و لبخندی زد و گفت :
+چخبر هیونگ
&هیچی جیمینی عزیزم
دستشو دور گردن ته و جیم انداخت
&چیکارا میکنید هنوز کسیو تور نکردید؟
×هیونگ!
+هیونگ!
جیهوپ خنده ای سر داد
÷راس میگه دیگه
&هیونگ تو خودتم کپک زدی
چشمای جین گرد شد
÷من ؟؟هه
تکخنده ی عصبی کرد
÷من با یه اشاره م صف میبندن برام چی فکر کردی
+پس چرا ماتا حالا ندیدیم
÷هی جوجه زشت-
×ول کنین اینارو حالا بیاید خوش بگذرونیم
÷پایم
+راس میگه
&ته ته ی خودمی
هر چهار نفر با خنده باهمدیگه حرف میزدن و میخندیدن غافل از سه نگاه حسودانه و سوراخ کننده
خب از اون ور!سه تا حسود رو داریم
/اون پسرا همونایی نیستن که باهاشون تصادف کردیم و دقیقا تو کافه همونا قرار داشتیم؟؟
_چرا خودشونن
=میگم اون یارو کیه کنارشون؟
/چمیدونم شاید از دوستاشون یا شاید دوست پسر اون پسره مو فندقیه
_کدوم
/همونی که موهاش تو چشماشه اسمش چی بود؟؟ته؟؟
_آها آره
دستای جونگکوک مشت شده بود و اینو فقط هیونگاش تونستن بفهمن
=اوم
با صحنه ایی که دیدن چشمای هر سه نفر به خون نشست
نامجون با صدای جدی و ترسناک گفت :
/اون کیه؟
_مزاحم؟؟دستشو میشکنم
شوگا و کوک تکخنده ی عصبی یی کردن
=تا الانم به زور تحمل کردم
_هوس مردن کردن انگاری
/احمق ها
پارت ۸
ویوی Writer:
جیمین و جین هردو نشسته بودن و منتظر اون دوتای دیگه بودن
÷این دوتا مغز فندقی کجان
+الان میان هیونگ
جین همونطور نگاهش دورتادور سالن میچرخید که یهو چشمش به قسمت وی ای پی خورد
هولی شت!
فاک!
صبر کن ببینم احیانا اون سه نفری که اون بالا نشستن و حرف میزنن همونایی نیستن که ظهر بهشون برخوردیم؟؟
÷جیمین
+هوم
÷جوجه ی زشت
+بله
÷کره خر!
+یا هیونگ میگم بله چیه دیگه!
÷هیس صداتو بیار پایین!اون قسمت وی ای پی رو میبینی؟؟
جیمین نگاهشو چرخوند و به قسمت وی ای پی نگاه کرد
+خب
÷احیانا اون سه تا همونایی که ظهر باهاشون دعوامون شد نیستن؟؟
جیمین بعداز دیدنشون کمی شوکه شد ولی با صورتی پوکر رو به جین کرد و گفت :
+خب که چی
÷هیچی...فقط
×هیونگ ها!
جین و جیمین به سمته صدا برگشتن
÷چه عجب اومدید بلاخره
&یا هیونگ هنوزم مثل قبل غر غرویی
÷من؟بی ادب
پست گردنی به جیهوپ زد
&یا هیونگ!
÷خجالتم نمیکشن
+خیله خب بسته!
جیمین به سمت جیهوپ برگشت و لبخندی زد و گفت :
+چخبر هیونگ
&هیچی جیمینی عزیزم
دستشو دور گردن ته و جیم انداخت
&چیکارا میکنید هنوز کسیو تور نکردید؟
×هیونگ!
+هیونگ!
جیهوپ خنده ای سر داد
÷راس میگه دیگه
&هیونگ تو خودتم کپک زدی
چشمای جین گرد شد
÷من ؟؟هه
تکخنده ی عصبی کرد
÷من با یه اشاره م صف میبندن برام چی فکر کردی
+پس چرا ماتا حالا ندیدیم
÷هی جوجه زشت-
×ول کنین اینارو حالا بیاید خوش بگذرونیم
÷پایم
+راس میگه
&ته ته ی خودمی
هر چهار نفر با خنده باهمدیگه حرف میزدن و میخندیدن غافل از سه نگاه حسودانه و سوراخ کننده
خب از اون ور!سه تا حسود رو داریم
/اون پسرا همونایی نیستن که باهاشون تصادف کردیم و دقیقا تو کافه همونا قرار داشتیم؟؟
_چرا خودشونن
=میگم اون یارو کیه کنارشون؟
/چمیدونم شاید از دوستاشون یا شاید دوست پسر اون پسره مو فندقیه
_کدوم
/همونی که موهاش تو چشماشه اسمش چی بود؟؟ته؟؟
_آها آره
دستای جونگکوک مشت شده بود و اینو فقط هیونگاش تونستن بفهمن
=اوم
با صحنه ایی که دیدن چشمای هر سه نفر به خون نشست
نامجون با صدای جدی و ترسناک گفت :
/اون کیه؟
_مزاحم؟؟دستشو میشکنم
شوگا و کوک تکخنده ی عصبی یی کردن
=تا الانم به زور تحمل کردم
_هوس مردن کردن انگاری
/احمق ها
- ۳۸۱
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط