خداحافظ، تو ای همپای شب های غزل خوانی...
خداحافظ، تو ای همپای شب های غزل خوانی...
خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی...
خداحافظ، بدون تو گمان کردی که می مانم...
خداحافظ، بدون من یقین دارم که می مانی...
شبیه برگ پاییزی، پس از تو قسمت بادم...
خداحافظ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم...
خداحافظ، و این یعنی در اندوه تو می میرم...
در این تنهایی مطلق، که می بندد به زنجیرم...
خداحافظ، تو ای همپای شب های غزل خوانی...
خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی...
خداحافظ، بدون تو گمان کردی که می مانم...
خداحافظ، بدون من یقین دارم که می مانی...
شبیه برگ پاییزی، پس از تو قسمت بادم...
خداحافظ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم...
خداحافظ، و این یعنی در اندوه تو می میرم...
خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی...
خداحافظ، بدون تو گمان کردی که می مانم...
خداحافظ، بدون من یقین دارم که می مانی...
شبیه برگ پاییزی، پس از تو قسمت بادم...
خداحافظ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم...
خداحافظ، و این یعنی در اندوه تو می میرم...
در این تنهایی مطلق، که می بندد به زنجیرم...
خداحافظ، تو ای همپای شب های غزل خوانی...
خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی...
خداحافظ، بدون تو گمان کردی که می مانم...
خداحافظ، بدون من یقین دارم که می مانی...
شبیه برگ پاییزی، پس از تو قسمت بادم...
خداحافظ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم...
خداحافظ، و این یعنی در اندوه تو می میرم...
- ۲.۹k
- ۱۰ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط