خداحافظ، تو ای همپای شب های غزل خوانی...

خداحافظ، تو ای همپای شب های غزل خوانی...

خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی...

خداحافظ، بدون تو گمان کردی که می مانم...

خداحافظ، بدون من یقین دارم که می مانی...

شبیه برگ پاییزی، پس از تو قسمت بادم...

خداحافظ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم...

خداحافظ، و این یعنی در اندوه تو می میرم...

در این تنهایی مطلق، که می بندد به زنجیرم...
خداحافظ، تو ای همپای شب های غزل خوانی...

خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی...

خداحافظ، بدون تو گمان کردی که می مانم...

خداحافظ، بدون من یقین دارم که می مانی...

شبیه برگ پاییزی، پس از تو قسمت بادم...

خداحافظ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم...

خداحافظ، و این یعنی در اندوه تو می میرم...
دیدگاه ها (۲)

فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشدبعد از این دیدن او فرض محالت ب...

بیزارم از هر آن چه که دارم، از این جهان خسته کنندهدنیای بی‌ه...

مرا آرام بخوانید.....تمام نوشته هایم از خـــــــســــــــتــ...

اهل دل ، دل مینوازد ، دل شکستن کار نیستهرکه باشد بی محبت واق...

✍🏼در میان هیاهوی خیابان،من ایستاده‌ام،در میانِ تلاطمِ قدم‌ها...

و امروز، ۱۲ ژوئن؛ آخرین صفحه از فصلی را بستم که روزی همه‌ی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط