#درخواستی

#درخواستی

وقتی یه آرمی ایرانی هستی و میری پیش اعضا...

تکپارتی

هواپیما تازه روی باند نشست. هنوز باورم نمی‌شد. من... یه آرمی ایرانی، بالاخره رسیده بودم کره جنوبی.

وقتی از فرودگاه بیرون اومدم، اولین چیزی که توجهم رو جلب کرد، نظم خیابون‌ها و هوای خنکش بود. چمدونم رو محکم گرفتم و با خودم گفتم:

«ا.ت، آروم باش... تو بالاخره رویاهات تبدیل به واقعی کردی.»

قرار بود چند روز بعد توی یه برنامه مخصوص طرفدارها شرکت کنم. جایی که شاید... فقط شاید، اعضای BTS رو از نزدیک ببینم.

اون شب از شدت هیجان خوابم نمی‌برد. هر چند دقیقه پرده رو کنار می‌زدم و به چراغ‌های شهر نگاه می‌کردم. هزار تا فکر توی سرم بود.

«اگه واقعاً ببینمشون چی؟
دیگه لازم نیست از پشت گوشی نگاهشون کنم و گریه کنم حالا باورم نمیشه دارم از نزدیک میبینمشون

صبح روز بعد، توی لابی هتل نشسته بودم که یکی از مسئول‌های برنامه اسمم رو صدا زد.

یه پاکت سفید بهم داد.

داخلش نوشته بود:

«شما برای حضور در یک دیدار خصوصی با چند مهمان ویژه انتخاب شده‌اید.»

اول فکر کردم شوخیه.

چند بار اسمم رو چک کردم.

واقعی بود.

تا شب فقط قدم می‌زدم و سعی می‌کردم آروم باشم، ولی قلبم یه لحظه هم آروم نمی‌گرفت.

روز موعود رسید.

همه چیز خیلی مرتب و رسمی بود.

من رو به ساختمونی بردن که فقط چند نفر اجازه ورود داشتن.

پشت یه در ایستاده بودم.

صدای حرف زدن چند نفر از داخل می‌اومد.

نفس عمیقی کشیدم.

دستم یخ کرده بود.

مسئول برنامه لبخند زد و گفت:

«آماده‌ای؟»

فقط سرم رو تکون دادم.

در آروم باز شد.

اعضای BTS داخل اتاق بودن و مشغول صحبت با چند مهمون دیگه.

چند ثانیه فقط ایستادم و نگاهشون کردم.
وقتی دیدمشون انگار داشتم خواب میدیدم خیلی خوشحال بودم همونجا کلی به خودم افتخار کردم که تونستم اینجا باشم

همه چیز واقعی بود، اما مغزم هنوز باور نمی‌کرد.

نامجون متوجه حضورم شد و با لبخند گفت:

«Welcome.»

لبخند زدم و با فارسی، خیلی آروم زیر لب گفتم:

«سلام... بالاخره رسیدم.»

همون لحظه فهمیدم این سفر، فقط شروع یه خاطره‌ی فراموش‌نشدنیه.


امیدوارم هممون این صحنه رو تجربه کنیم 😊🙃
چطور بود؟
دیدگاه ها (۱۲)

#درخواستی تکپارتی «وقتی جیمین موچی می‌خواد ولی براش درست نمی...

هاییی💋☺️چطوریننن؟دلم خیلی خیلی براتون تنگ شده 😭🥹امروز اومدم ...

وقتی لال بودی و نمیتونستی صحبت کنی ولی ...part:③جونگکوک واقع...

وقتی لال بودی و نمیتونستی صحبت کنی ولی ...part:②از اون روز ب...

#in_your_eyespart_9۷ویو کایلافردای اون روز..از همون لحظه‌ای ...

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط