برایت شعر می گویم در این پاییز تنهایی

برایت شعر می گویم در این پاییز تنهایی
زمستان گفته می آیم بگو ایا تو می آیی؟

نوشتم حرف حسم را میان دفتر قلبم
نمی خواهم کنم افشا من این پیغام رسوایی

خدایایوسف عمرم به قعر چاه افتاده
عزیزی رانمی جویددراین ژرفای تنهایی

نمیدانی که من هرشب به یادت اشک میریزم
منم غمگین و بی طاقت غم عشق تو دریایی

نمی داند کسی اما تو را من دوست می دارم
من و یک کوچه غمگینی تو و یک شهر زیبایی
دیدگاه ها (۱)

بگیردست مرا، که من به تومعتقدمبگو، دوباره بگو بر وصال معتقدم...

همنفس! به بودن خود افتخار کنجشنی به افتخار خودت برگزار کن!ره...

روزی تو پیدا میشوی،وقتی که شاعر میشوم...من درخیابانهای گیج،...

با من غروب را به تماشا نشسته ایآنقدر عاشقانه که تنها نشسته ا...

برایت شعر می گویم در این پاییز تنهایی زمستان گفته می آیم بگ...

برایت شعر می گویم در این پاییز تنهایی زمستان گفته می آیم بگ...

🌸 🍃 برایت شعر می گویم در این پاییز تنهایی زمستان گفته می آیم...

برایت شعر می گویم ، در این #پاییز تنهاییزمستان گفته می آیم ،...

استوری عاشقانه تنها با گلها

تو مثل آینه بودی، حریصِ زیباییو من شکسته‌دلی روبه‌رویِ رسوای...

دلتنگ توام جانا هردم که روم جاییبا خود به سفر بردم یاد تو و ...

میان موج گیسویت زدم دل را به دریاییکه از غرق تماشایش ندارم ه...

گاه و بی‌گاه فرو می‌شویدر چاهِ خاموشی‌اتدر ژرفای خشم پرغرورت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط