چـــــــــــــــــادر من تلافی غروبی است...

چـــــــــــــــــادر من تلافی غروبی است...

که در آن روز به زور چادر ازسر زنان حرم پیامبر می کشیدند...

چادر من میراث خون دلهای خیمه نشینان ظهر #عاشـــــــوراست ..

و #چادر سرکردنم به همین سادگی انتقــــــــــام کربــــــــــــــــــلا ست....
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

چـــــــــــــــــادر من تلافی غروبی است...که در آن روز به ز...

چـــــــــــــــــادر تو تلافی غروبی است...که در آن روز به ز...

چـــــــــــــــــادر تو تلافی غروبی است...که در آن روز به ز...

چـــــــــــــــــادر تو تلافی غروبی است...که در آن روز به ز...

چـــــــــــــــــادر تو تلافی غروبی است...که در آن روز به ز...

چـــــــــــــــــادر تو تلافی غروبی است...که در آن روز به ز...

چـــــــــــــــــادر تو تلافی غروبی است... که در آن روز به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط