به خدا گفتم اگر جایِ منِ بنده شَوی

به خدا گفتم اگر جایِ منِ بنده شَوی
من تو باشم به تقابل تو مرا بنده شَوی
به همان ذاتِ تو سوگند پسندم نشود
که تو محتاجِ یکی بنده و شرمنده شَوی

#مسلم_خزایی_ژاکاو
دیدگاه ها (۱)

پسرم سوار کولم شده بوداذیت می کردمادرش سرش داد زد گفتاز خر ش...

مثل سوزنیزیر دست مادر بزرگکه از سؤ چشمانش می نالد و ...نخ ن...

شنیده بودم شب نخوابیدن عمر را کوتاه میکنددیدم عمرم دارد بدون...

بزن چنگی به گندمزار گیسویت مگر قدری زکات خون دل‌های فقیران ر...

بنده ای خدا را گفت:اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای...پس چرا دعا ک...

فقط من تو بچگی روی این دوتا بنده خدا کراش بودم؟؟؟رفیقم گفت ه...

بردار قاب عکس مرا از برابرتشاید که صاف شد دل از من مکدرتمن ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط