جهان از آغاز تا پایان

جهان از آغاز تا پایان
شعری‌ست محزون.
کسی در خواهد زد
و خواهد آمد
که چشمان تو را خواهد داشت
و همان حرف تو را خواهد زد

ولی من او را نخواهم شناخت.

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۰)

تا به حال طعم بی‌خیالی را چشیده‌ا‌ی؟ ملس است و دلچسب! چقدر م...

كمى طلوعِ آفتابكمى چاى دآغكمى نَسيمِ صُبحگاهىوَ بسيارى تو......

آرزو میکنم آدمی رو پیدا کنیدکه وقتی نگاتون میکنه بگه:بزرگ‌تر...

دلم از نرگس بیمار تو بیمار تر استچاره کن دَرد کسی کز همه ناچ...

گل خونی پارت 22 - ما به یک توافق رسیدم که قبول نکنیم چون ما ...

“یه چیزی بپرسم؟” “بپرس.”“چیزی هست که ازش بترسی؟ واقعاً تو هم...

ادامه سناریو قبلی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط