پاییز عزم رفتن دارد میشنوی صدای سرد زمستان را زمستان این پیرمرد خسته ...

.
پاییز عزم رفتن دارد. میشنوی صدایِ سرد زمستان را؟ زمستان، این پیرمردِ خسته و رنجور در راه است. می آید تا به بهانه سرمایش، با آغوشهایِ گرم جبران کنیم کمبود عاطفه اهالی این دیار را. می آید تا با نگاه هایِ گرم جبران کنیم سردیِ رفتار این اهالی رو.. می آید که خوشبختی را جار بزنیم با دو فنجان چایِ گرم و دو نگاهِ گرم و دو دِلِ گِره خورده به هم...!
چای را دَم کن که زمستان در راه است...
.
_سوری تبریزی
دیدگاه ها (۱)

.عاشق دستانم بودبعضی وقت ها به شوخی میگفت(دستاتو بیشتر از خو...

.ما انسان ها گاهی دیر قدر همدیگر را میدانیم!وقتی یک نفر را ا...

.عادت کرده ایم هرروز دوش بگیریم،اما یادمان میرود که ذهنمان ه...

‌من توی یه خونواده ی فرهنگی بزرگ شدم و زیادکتاب میخوندم تاای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط