𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

سایـہ و وسوسـہ

𝐏𝐚𝐫𝐭 35




توی ماشین سکوتی که حاکم بود برای جک کاملا فشار اور بود. اون ادم شلوغ و پرهیجانی بود و حالا باید بخاطر ناراحت بودن دختر و مغرور بودن پسر بغل دستش اون فضا رو تحمل کنه سرفه ریزی کرد تا توجه اونهارو به خودش جلب کنه. جونگکوک در حالی که روی صندلی شاگرد نشسته بود و دستش رو به شیشه تکیه داده و چونه اش رو میخاروند نگاهش رو به جک داد

لیویا هم که پشت نشسته بود از آینه به جک خیره شد

جوری که دو تا چشم منتظر بهش دوخته شده بود معذبش میکرد

پسر تو که هیچی تو مخت نیست

جک : میگم... میخواید یه چیزی بخوریم

جونگکوک نگاه تاسف باری بهش انداخت : ساعت یک و نیم شبه محض اطلاعت جایی باز نیست

جک : اهم .. خب ..اه بابا اینقد تو خودتون نرید خب کلافه شدم اینقد برگشتم قیافه یبس تورو دیدم
سر خم کردم قیافه ابوس اونو دیدم

+ میتونی نگاه نکنی

_ فکر میکردم تو که چندین ساله میشناسیش به اخلاقای کاملا . مضخرفش عادت کرده باشی

جونگکوک کاملا بی تفاوت جواب داد
+هیچکدومتون مجبور نیستید اینجا باشید منم علاقه ای به دیدن یه دلقک سیرک و یه مترسک ندارم

جک : هی هی هی به من گفای دلقک سیرک؟

لیویا پوزخندی زد: مترسکش و با من بود پس بی شک اونی که دلقکه تویی

جک : ببینم تو طرف کی ای؟
هرکی بغیره این بشر -

دیگه دارم زیادی بهت رو میدم +

_ من نوکرت نیستم یه قرار با هم داریم همین قرار نیست تو
هرچی دلت میخواد بارم کنی فکر کنم اونی که این وسط بهت رو داده من بودم
+چیه نکنه بخاطر اینکه ویژگی اخلافیتو بهت یادآوری کردم بهت برخورده؟

لیویا خنده ناباوری کرد و به جلو خم شد
مثل اینکه جنگ بین دو تا بچه داشت شروع میشد

اجک : ای بابا بس کنید دیگه. دقیقا عین بچهای دبستانی شدید لیویا با حرص خودشو به تکیه گاهه صندلی کوبید که جونگکوک زیر
لب با غیض گفت : اها ، محکم تر
جک نگاه چپی بهش انداخت و سکوت کرد
مثلا قصد بهتر کردن قضیه رو داشت اما ظاهرا جفتشو یه دنده و الجباز بودن

خیابون های خلوتی که تنها چند ماشین در حال حرکت و عبور بودن رو یک به یک میگذروندند. کنجکاو بود برای دلیل این به اصطاح! "سفر" يکهویی کنجکاو بود

چرا باید خودش جونگکوک و جک به انگلیس میرفتند؟

باید سر در میاورد. باید سر در میاورد

سرش رو به پشتی چرم صندلی عقب ماشین تکیه داد و به خیابون ها نگاه کرد هیچ آدمی قدم نمیزد. هیچ کودکی
نمیدوید دلش برای مادرش تنگ شده بود کاش دختر خوبی برای مادرش میبود. کاش دختر خوبی برای پدرش میبود. کاش پدرش بخاطر اون سکته نمیکرد کاش دلیل مرگ پدرش نبود. کاش اون روز به خونه بر نمیگشت کاش میتونست هیچوقت کارهای گذشتش
رو نکنه

قطره اشک؟ نه کلمه قطره حالا برای اون موقعیتش جایز نبود چون سرازیری سیل اشکهاش رو شاهد بود

قطره های درشت و روونی که یک به یک بدون وقفه

میچکیدن.. جدیدا احساساتی تر شده بود و این ورژن رو دوست داشت. سنگ بودن حس بدی رو بهش القا میکرد. پنجره ماشین رو پایین کشید و نفس عمیقی کشید. آینه بغل.. درست زمانی که چشمش رو از بیرون پنجره سمت اینه بغل سوق داد نگاه کنکاش گرانه جونگکوک رو دید که با گره خوردن نگاهشون جونگکوک بیتفاوت جوری که انگار هیچ نگاهی وجود نداشته سرش رو .. برگردوند

بحث های کاری اون دو نفر براش حوصله سربر بود پس تصمیم گرفت تا رسیدن به فرودگاه چشمهاش رو روی هم بگذاره

با تکون خوردن شونه هاش چشمهاش رو باز کرد چندباری پلک زد تا دید دقیق تری داشته باشه... قیافه جک رو دید : پاشو دختر رسیدیم

دستی به چشمهاش کشید
_ اون رفیقت کجاست ؟
جک خنده ریزی کرد : اگه جونگکوکو میگی باید بگم زودتر رفت داخل چون من پنج دقیقه اس دارم تلاش میکنم جنابعالی رو بیدار کنم

لیویا از ماشین پیاده شد
_تو کما که نرفته بودم چمدونم پشته یا بردید؟

جک : اگه دقت کنی بغل پاته. خوشبختانه چرخ داره بکش بیار لیویا ابرویی بالا انداخت و زیر لب گفت : این حجم از جنتلمنی و نمیتونم هضم کنم.. هر کدوم یجوری

جک : دارم میشنوم

لیویا شونه ای بالا انداخت

_بشنو مهم نیست

جک سعی کرد کمی باهاش سر صحبت رو باز کنه. درب شیشه ای از هم باز شد و جک و لیویا وارد فرودگاه شدن جک سر چرخوند تا

جونگکوک رو پیدا کنه که اون رو جلوی صف دید
جک : بیا بریم

کارهای لازمه رو انجام دادن و حالا باید یکساعتی منتظر پرواز .. میشدن

جک کنار لیویا روی صندلی فلزی نشست و یکی از دلستری که خریده

بود رو به لیویا داد : بیا
لیویا لبخندی زد : ممنونم
دیدگاه ها (۱۴)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 36جک به جونگکوک که ب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 37جونگکوک برگشت و با...

https://wisgoon.com/caroline_oخوشگلمون کاراش محشرههه

خوشگلمون حمایت شهههhttps://wisgoon.com/ykta725

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 28پارک: باشه باشه تن...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 24 صدای جک از پایین ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 39جونگکوک کمی جلوتر ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 30همونطور که فاصله ص...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 38جونگکوک از نزدیکی ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 27+مطمئن باش عوضیایی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 31+بنظر میاد فقط بخش...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 34سلام دخترا برای پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط