تا شدم صيد تو آسوده ز هر صيادم

تا شدم صيد تو آسوده ز هر صيادم
واي بر من گر ازين قيد کني آزادم

نازها کردي و از عجز کشيدم نازت
عجزها کردم و از عجب ندادي دادم

چون مرا مي‌کشي از کشتنم انکار مکن
که من از بهر همين کار ز مادر زادم

تو قوي پنجه شکارافکن و من صيد ضعيف
ترسم از ضعف به گوشت نرسد فريادم

آب چشمم مگر از خاک درت چاره شود
ورنه اين سيل پياپي بکند بنيادم

گاهي از جلوه ی ليلي‌روشي مجنونم
گاهي از خنده ی شيرين منشي فرهادم

جاودان نيست فروغي غم و شادي جهان
شکر زان گويم اگر شاد و گر ناشادم ..
دیدگاه ها (۳)

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادمناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادممی...

من از آن روز که دربند توام آزادمپادشاهم که به دست تو اسیر اف...

من از آن روز که دربند توام آزادمپادشاهم که به دست تو اسیر اف...

امروز روز بزرگداشت سعدی شیراز استمن از آن روز که دربند توام ...

من از آن روز که در بند توام آزادمپادشاهم که به دست تو اسیر ا...

♨️سرلشکر عبداللهی: فراجا در جنگ و کودتا جلوی تجزیه ایران را ...

دنیای کودکی واقعا عالیهچه برای خودشون حال میکنن 😍حالشون و خر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط