از دل چه بگویم شده غم خانه ی من
از دل چه بگویم شده غم خانه ی من
هر سو نگرم غم شده پیمانه ی من
راه دگری نیست مرا در غم این دل
چه بسوزم چه نسوزم فریاد ز این دل
گویم به تو ای دل مشو غمگین ز این غم
عادت شد همدم ، بو ود آغازگرت غم
آسوده خیال باش ز دلبر خبری نیست
گر هم خبری هست دگر حوصله ای نیست
بیهوده مرنجان خود را دل خوبم
آئینه در شب که دیدن ندارد دل خوبم
هر سو نگرم غم شده پیمانه ی من
راه دگری نیست مرا در غم این دل
چه بسوزم چه نسوزم فریاد ز این دل
گویم به تو ای دل مشو غمگین ز این غم
عادت شد همدم ، بو ود آغازگرت غم
آسوده خیال باش ز دلبر خبری نیست
گر هم خبری هست دگر حوصله ای نیست
بیهوده مرنجان خود را دل خوبم
آئینه در شب که دیدن ندارد دل خوبم
- ۶.۵k
- ۲۹ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط