دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را

دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را
تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را

شب همه شب انتظار صبح رویی می‌رود
کان صباحت نیست این صبح جهان افروز را

وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای او
تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را

گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنم
جان سپر کردند مردان ناوک دلدوز را

کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیست
بر زمستان صبر باید طالب نوروز را

عاقلان خوشه چین از سر لیلی غافلند
این کرامت نیست جز مجنون خرمن سوز را

عاشقان دین و دنیاباز را خاصیتیست
کان نباشد زاهدان مال و جاه اندوز را

دیگری را در کمند آور که ما خود بنده‌ایم
ریسمان در پای حاجت نیست دست آموز را

سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست
در میان این و آن فرصت شمار امروز را


سعدی
دیدگاه ها (۲۲)

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی راوین دلاویزی و دلبندی نباشد...

روی تو آرام دلها می‌بردزلف تو زنهار جانها می‌خوردتا برآمد فت...

ای آتش سودای تو خون کرده جگرهابر باد شده در سر سودای تو سرها...

دوست می دارم من این نالیدن دلسوز راتا به هر نوعی که باشد بگذ...

دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را تا به هر نوعی که باشد بگ...

دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز راتا به هر نوعی که باشد بگذ...

دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را تا به هر نوعی که باشد بگ...

دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز راتا به هر نوعی که باشد بگذ...

دوست می دارم من این نالیدن دلسوز راتا به هر نوعی که باشد بگذ...

عاشقانه های پاکدوست می دارم من این نالیدن دلسوز راتا به هر ن...

♥️💋دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز راتا به هر نوعی که باشد ...

دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز راتا به هر نوعی که باشد بگذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط