وقتی مافیا بود ولی تو

{وقتی مافیا بود ولی تو}
𝖕𝖆𝖗𝖙 12

* وای جونگکوکاااا قلبم داره میاد تو دهنم چه هاپوی خوشگلییییییییی
“ پسندیدی؟
* تو رو که اره ولی هاپو کوچولو به پای جونگکوک نمیریسههه






(نویسنده: بعد از اون شب فرداش ا/ت میره خونه ی جونگکوک و کارلوس با شینو آشنا میشه و اونا الان کاپل های کیوت و بامزه هستن و کار ا/ت راه افتاده که بعد از چند ماه قرار گذاشتن ا/ت و جونگکوک)

“ ا/ت شی؟
* بله آقای جئون؟
“ ایا حاظری ملکه ی مافیا ی من بشی؟
* آقای جئون مگه شما جواب و نمیدونین؟
“…
* بلههههههههعع

«هو هو هو هو مبارکهههههه
# آقای جونگکوک هیچ وقت فکر نمیکردم کنار همسرتون جذاب تر بشین ( اشک)(_:
« یااااا
# جذاب کی بودیییی






(بعد کلی ماجراجویی تو مافیا بلخره )

6سال میگذره


* جونگکوکا
“ جونمم
* من باردارم
“چ…چیییییی
* داری پدر میشیییییی
(بعد کلی خوشحالی ا/ت و جونگکوک صاحب یه دختر کیوت به نام (جئون هه بینی) میشن و کنار هم زندگی خیلی خوبی تشکیل میدنننن

پایاننننننن

دوستان اگه حمایت بشه براتون فصل دوم هم مینویسمممممم
دیدگاه ها (۱۸)

𝒑𝒂𝒓𝒕13بیرون رفت و یکم تونستم چشمامو ببندم ....اما نه کاملا ....

𝒑𝒂𝒓𝒕14مادر تهیونگ: اینم کلید :)+خاله ... گفتم که من .......م...

{وقتی مافیا بود ولی تو}𝖕𝖆𝖗𝖙 11“ یعنی چجوری باید بهش بگم که م...

{وقتی مافیا بود ولی تو}𝖕𝖆𝖗𝖙 10“ خب چی بگم یه چند وقط که بگذر...

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P²⁴الا:سلاااااما/ت:بهبه..س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط