P

P3🧸




- دوست دخترم
& آهان
- خوشگلم
&جون دلم
- تو حالت خوبه
&اره چطور
- ناراحت بنظر میرسی
& نه خوبم
- باشه
& داداش
- بله
& مامان لباسامو داده به شما؟
- اره عزیزم تو اتاقه
&پس من میرم لباسمو عوض کنم
-چرا
& حواست هست با لباس خواب منو از خونه آوردی
- عه اره باشه برو
& باشه


ویو جونگی:


خیلی ناراحت شدم که داداش گفت قرار دوست دخترش بیاد اون همیشه منو اذیت می‌کنه و آخرم تهدیدم می‌کنه که به داداشم چیزی نگم امیدوارم باهام کاری نداشته باشه لباسامو عوض کردم و رفتم پایین پیش داداش


- اوو پرنسس منو ببین چه خوشگل شده
&ممنونم
- زانوت چیشده
&چی
- زانوت چرا زخمیه
&آهان اون خوردم زمین چیزی نیست
- خیلی بد زخمی شده
& با دوچرخه خوردم زمین
- الهی بمیرم برات
& خدانکنه
-بیا بغل داداش ببینم (دستاشو به سمتش باز می‌کنه)
&(می‌ره تو بغلش و سرشو می‌زاره رو سینش)
- جونگی
&بله
- من ترو میشناسم تو یه چیزیت هست
&نه داداش من خوبم
- مطمعنی
&اره
- خیلی خوب صبر میکنم خودت بهم بگی





ادامه دارد...




🎻اسلاید بعدی لباس جونگیه
دیدگاه ها (۲۹)

#سناریو موضوع= وقتی همسرش خونه نیست و نصفه شبی دخترش که چند ...

P4🧸& چیو بگم - اتفاقی افتاده&چیزی نیست داداش - جونگی&داداش- ...

P2🧸 (بچها خونه ی جونگکوک رو مثل لایو تصور کنید)ویو جونگکوک:و...

P1🧸- اما مامان من واقعا نمیتونم£پسرم کسی جز تو نیست که جونگی...

#سناریو وقتی تاب سواری می کنیم سرعتش خیلی بالا می ره می افت...

P15🐣&داداش؟-بیدار شدی پرنسس{موهاشو میزنه کنار}&اوم-حالت خوبه...

پارت 11بعد ما از اونجا رفتیم بیرون جنی: جیسو خوبیجیسو: اره خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط