یه نفر آخر عمری بچه هاشو جمع کرد براشون وصیت کنه

یه نفر آخر عمری بچه هاشو جمع کرد براشون وصیت کنه
گفت فرزندانم با هم متحد باشین چون یک دست صدا نداره
بعد بچه هاش همه بشکن زدن و اون بنده خدا ضایع شد آخر عمری !
دیدگاه ها (۱۲)

dark life = 33

پارت اول : یه برخورد غیر منتظره

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

قلدر مدرسه¹ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

البته می زنم ش منم مکم تر

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p35نینا نفس عمیقی کشید و از پشت ستون بیرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط