شب عاشقان بیدل

شب عاشقان بی‌دل
چه شبی دراز باشد!
تو بیا کز اول شب،
در صبح باز باشد...
عجبست اگر توانم
که سفر کنم ز دستت!
به کجا رود کبوتر،
که اسیر باز باشد...

#سعدی
دیدگاه ها (۰)

گر گلوگیر نمی‌شد غمِ نان، مردم راهمه‌ی روی زمین یک لبِ خندان...

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابیچه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکر...

#شعر_قدیمی 🤍خداوندی چنین بخشنده داریمکه با چندین گنه امیدوار...

🌱🍒برای چشمهایت، مینویسم نامه ای امشبگرفتارم، اسیر یک دل دیوا...

🍒🌱وقتی که تو را آن‌سوی این فاصله دیدمبا آه، سفر کردم و سمت ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط