چه فتنه بود که حسن تو

چه فتنه بود که حُسن تو
در جهان انداخت

که یک دَم از تو نظر
بر نمی‌توان انداخت...
دیدگاه ها (۲)

دوست‌تَرَت دارم از هر چه دوست!ای تو به من، از خودِ من، خویش‌...

من نمی دانم آیامادرش هم او را به اندازه ی "من " دوست داشت!؟

لااقل عاشقِ معشوقه ی مردم نشویدکه به فتوای همه ، مظهر حق الن...

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دو...

بر ذاتت لعنت

حق را نمی توان رد کرد

به دشمن نمی توان اعتماد کرد...❌

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط