غزلی احساسی تقدیم ب ساحت مقدس قطب عالم امکان حضرت صاحب ال

غزلی احساسی تقدیم ب ساحت مقدس قطب عالم امکان حضرت صاحب الزمان عج



من پریشان سر زلف پریشان توأم ۰ سالها درطلب برق دوچشمان توأم

دل ربودی ز من و حال دلم ریخت بهم ۰ کافرم کردی و من عبد مسلمان توأم

می کِشم ناز تورا تا که نیازم بشوی ۰ درد دل دوری و من تشنه درمان توأم

خط و خال و لب و لعل تو شود قبله من ۰ من اسیر توأم و گوشه زندان توأم

گفته بودم به دلم دل ندهی دست کسی ۰ صنما خوب ببین تشنه دستان توأم

گوشه میکده ها سجده به سوی تو زنم ۰ ناز کم کن مه من بی سرو سامان توأم

تو گل یاس گلستان بهاری افسوس ۰ من بیچاره چو خاری به گلستان توأم

قصه وصل تورا خواندم و دیوانه شدم ۰ حال عمریست که من کشته ی هجران توأم

حضرت غایب حاضر نظری کن ب گدا ۰ که از آن روز ازل بنده فرمان توأم
دیدگاه ها (۳)

تقدیم ب عاشقان حضرت اسدالله الغالب علی ع عاقل آن است که از ع...

مردی بود قرآن میخواند و معنی قرآن را نمیفهمید . پسرکوچکش از ...

سلام ما به تو ای تالی کتاب اللهسلام ما به تو ای ترجمان وحی ا...

درقیامت حضرت زهرا قیامت می کندبرتمام عاشقان خود کرامت می کند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط