دل‌تنگم و دیدار تو درمان من است

دل‌تنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگِ رُخت، زمانه زندان من است

بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی
آنچْ از غم هجران تو، بر جان من است
دیدگاه ها (۱)

‌ دریادلش که بگیردسر می گذارد بر سینه ی ساحلابرسر می گذارد ب...

قانون آدم هاست !تا زمانی که هستی آسوده اند از بودنت …گاهی تن...

اما لحظه ای هم می رسه که دیگه احساس میکنی پُر شدی، سر سوزنی ...

حلوای نذری که اسم علی روش در امد

دل را کجا مشغول کنم که نگیرد بهانه‌ی تو ؟...«گاهی دل از غم م...

برسان سلام مارا به رفوگران هجران"که دل زمانه بی تو غم بیشمار...

عشق اگر با تو بیاید به پریستاری منشب هجران نکند قصد دل آزار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط