‌ #‌هیچ یادت هست قولی و قراری داشتیم

‌ #‌هیچ یادت هست قولی و قراری داشتیم
آرزوهای قشنگ بیشماری داشتیم

هیچ یادت هست می‌لرزید دل‌هامان ز عشق
در وجود و جان خود شور و شراری داشتیم

با وجود خون دل‌های فراوان ، درد و رنج
از میان باغ شادی هم گذاری داشتیم

با هجوم خستگی‌های زمانه باز هم
شعر و موسیقی و آغوش و کناری داشتیم

در میان چارفصل سال ، در هر لحظه‌ای
بی خزان بودیم و پیغام بهاری داشتیم

چشم‌های تو خمار و مست ، من از دیدنش
این چنین جمعیت مست و خماری داشتیم
✨ 💞 💞 💝
@RomanticPoem
دیدگاه ها (۱)

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

هیچ یادت هست قولی و قراری داشتیمآرزوهای قشنگ بیشماری داشتیمه...

هیچ یادت هست قولی و قراری داشتیمآرزوهای قشنگ بیشماری داشتیمه...

هیچ یادت هست قولی و قراری داشتیمآرزوهای قشنگ بیشماری داشتیمه...

اي دوست وقتي در راه عشق قدم ميگذاري چشم هايت را بازکن تا مبا...

نام دلنوشته:پرسه در خاطرات حضور تونام نویسنده:پرندمقدمه:گذشت...

#طلوعِ‌چشمهایت...به خیالم می‌روی و از یاد خواهم برد نگاه ملی...

لبخند ذوق مانندی زد سپس نگاهی به لیوان در دستش دوخت یک لیوان...

فال امروز سه شنبه 29 اردیبهشت 94 سه شنبه 19 می 2015فال حافظف...

فال امروز پنجشنبه 27 آذر 93 پنجشنبه 18 دسامبر 2014فال حافظفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط