پارتسیزدهم

#پارت.سیزدهم
از زبون #مبینا


توی جنگل داشتم راه میرفتم اصلا نمیترسیدم فلش گوشیمو روشن کردم همینجوری پوکر راه میرفتم که یه درخت کنارم اتیش گرفت
از ترس افتادم رو زمین و اروم میرفتم عقب
اب دهنمو قورت دادم به اتیش خیره شدم بغضم گرفت لبامو غنچه کردم
که درخت پشتمم اتیش گرفت
+ججججییغغغغغغ
چانی:بچه ترسو
+تو کی‌ای؟؟
چانی:یه روحم 👻
+چانی توعی؟؟
چانی:پ ن پ حاج میرزا خانه🤓
+زهرمار خفه نشی اینقد بانمکی
یدفعه یه درخت که نزدیکم بود اتیش گرفت
+ججججییغغغغ غلط کردم
چانی:میخواستی نکنی
+ترخدا تمومش کن
چانی:نمیکنم
تمام درختای اطرافم اتیش خورد دیگه نزدیک بود بزنم زیر گریه
+هرکاری بگی انجام میدم تمومش کن فقط
چانی:هرکاری؟؟
+اره هرچی تو بگی
چانی:باشه اوکی
تمام اتیشا خاموش شدن اومد نزدیکم خم شد رو صورتم
چانی:باید بری قلمرو گرگینه‌ها و از نقششون سردر بیاری
+چی؟؟
چانی:اتیش میخوای یا...
+باشه باشه
چانی:افرین
بلند شدم پشتش رفتم رسیدیم قصر گرگینه ها بهش نگاه کردم یه قصر بزرگ و تاریک بود نزدیک‌بود بزنم زیر گریه اروم رفتم تو قصر خودمو زدم به گرگینه بودن
که یه گرگ اومد نزدیکم
+ججججججغغغغغغغغغغغ
گرگه پرید روم و روی صورتم یه لیس زد
+آآآآآییییی بزار برم ولم کن
یدفعه در قصر باز شد چانی اومد تو به اهمیت بهم رفت داخل یکی از اتاقا
+ککککمممککککمممم کککنننن جججیییغغغغغ
چانی:الان میام وایسا


ادامه دارد...🐯⚡️
دیدگاه ها (۱)

#پارت.چهاردهماز زبون #سیلدابیدار شدم دستام باز بودن و سهون ت...

#پارت.پونزدهماز زبون #سهوناز حموم اومدم بیرون به تخت نگاه کر...

#پارت.دوازدهماز زبون #سیلداهمینجوری توی جنگل میدویدم و یه گر...

#پارت.یازدهماز زبون #رویایلحظه چشمم خورد به جای خالی سیلدا ا...

گرگ و پری پارت ۲

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁸⁰بعد از ظهر بود... بارون شلاقی به شیشه های...

چندپارتی☆درخواستی~~p.2فکمو گرفت و گفت :_حرفتو بزن ببینم _جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط