کاش تا دل میگرفت و میشکست

کاش تا دل میگرفت و میشکست
دوست می آمد کنارش می نشست!

کاش میشد روی هر رنگین کمان
می نوشتم "مهربان "با من بمان!!!

کاش می شد قلب ها آباد بود
کینه و غم ها به دست باد بود

کاش می شد دل فراموشی نداشت
نم نم باران هم آغوشی نداشت

کاش می شد کاش های زندگی
تا شود در پشت قاب بندگی

کاش میشد کاش ها مهمان شوند
درمیان غصه ها پنهان شوند

کاش می شد آسمان غمگین نبود
رد پای کینه ها رنگین نبود
دیدگاه ها (۱)

به چشمی خیره شد شاید بیابد نهانگاه امید و آرزو را دریغا آن د...

گفتنی نیستولی بی تو کماکان در مننفسی هست، دلی هست،ولی جانی ن...

تمامِ حرف من این است کهکاش آدم ها یاد بگیرندکه عشقپدیده ای ح...

این قانون آدمهاستبه دور، آتشے"می رقصند"که تو درآن "مے سوزی"ر...

#عاشقانه_های_من#دکلمه_های_زیبا #دکلمه_غمگین #زیبا #خاص #غمگی...

پارت ۱۳صبح مادارا داشت موتورش را برای مسابقه تمیز میکرد. هر ...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط