نمی‌دانم اگر موسیقی و چای و قهوه را نداشتم، اگر با نور و

نمی‌دانم اگر موسیقی و چای و قهوه را نداشتم، اگر با نور و با گیاه و با کتاب، حالم خوب نمی‌شد، اگر پاییز و بهار و باران و برف را دوست نداشتم؛ برای دلخوشی‹در خالی‌ترین حالات ممکن جهانم›به کدامین اتفاق چنگ می‌زدم و کدامین طعم و تصویر را بهانه می‌کردم و کدامین دلخوشیِ کوچک را در آغوش می‌کشیدم تا به خودم بقبولانم که زندگی هنوز هم زیباست!🌺🦋
دیدگاه ها (۰)

ما آدم هایِ لاکچری و ورژن بالایی نبودیم.ما دوست داشتنمان سنت...

شاد بودن چیزیه کهباید خودت به زندگی اضافه کنی .بقیه نمی تونن...

•بوی یلدا را می شنوی؟انتهای خیابان آذر...باز هم قرار عاشقانه...

•یلداآخرین دلبریِ پاییز استمانند زنی که درست لحظهٔ رفتن،گیسو...

سفیر کبیر Grand Ambassador

سفیر کبیر Grand Ambassador

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط