دوباره می نویسم...
دوباره می نویسم...
می نویسم از تنهاییم...
و سکوت پر از حرفم ،
حرفهایی از جنس بغض،
و آسمانی تیره تر از شب ، ابری ، در حسرت ستاره ...
دوباره می نویسم...
می نویسم از @خاطرات دورم...
خاطرات شفافی که گذر زمان ماتشان کرد،
به سرعت عمر آدمی ،
و تنها غباری از حسرت بر دلم به جای گذاشتند ...
دوباره می نویسم ...
می نویسم از دل تنگم ...
دلی که همه ی برگهای درخت امیدش ریخته،
نـ ـه! هنوز یک برگ باقی مانده ،خــ ـدا...
ودوباره می نویسم ...
این بار از خودم ؛
﴿ خســـــــــــــ ــته ام...
می نویسم از تنهاییم...
و سکوت پر از حرفم ،
حرفهایی از جنس بغض،
و آسمانی تیره تر از شب ، ابری ، در حسرت ستاره ...
دوباره می نویسم...
می نویسم از @خاطرات دورم...
خاطرات شفافی که گذر زمان ماتشان کرد،
به سرعت عمر آدمی ،
و تنها غباری از حسرت بر دلم به جای گذاشتند ...
دوباره می نویسم ...
می نویسم از دل تنگم ...
دلی که همه ی برگهای درخت امیدش ریخته،
نـ ـه! هنوز یک برگ باقی مانده ،خــ ـدا...
ودوباره می نویسم ...
این بار از خودم ؛
﴿ خســـــــــــــ ــته ام...
- ۴۱۲
- ۲۴ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط