دوباره می نویسم...

دوباره می نویسم...

می نویسم از تنهاییم...
و سکوت پر از حرفم ،
حرفهایی از جنس بغض،
و آسمانی تیره تر از شب ، ابری ، در حسرت ستاره ...

دوباره می نویسم...

می نویسم از @خاطرات دورم...
خاطرات شفافی که گذر زمان ماتشان کرد،
به سرعت عمر آدمی ،
و تنها غباری از حسرت بر دلم به جای گذاشتند ...

دوباره می نویسم ...

می نویسم از دل تنگم ...

دلی که همه ی برگهای درخت امیدش ریخته،

نـ ـه! هنوز یک برگ باقی مانده ،خــ ـدا...

ودوباره می نویسم ...

این بار از خودم ؛
﴿ خســـــــــــــ ــته ام...
دیدگاه ها (۱)

یکــــــــــــــ دقیقه سکوتــــــــــــ !بخــاطــــرِ تمــام...

" ای که از کوچه معشوقه ما میگذری "...ناﻣﻪای دارم من, که بدست...

آهای بـــــــــاران....مسابقه می دهی؟با اشـــــــک های من!پی...

شاید ''تو'' همان بغض جان من باشی یا شایدم سکوت شب زده از آه ...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت دوم : صفحات باران ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط