پارت ۱0

پارت ۱0
اسم سوکوکو:کدمن

لبخندی شیطانی و مرموز بر لبانش نشست. «هاه، اینجا رو نگاه کن. هنوز که شروع نکردم، رفتی رو حالت ویبره. اممم… اسمت چیه، بچه جون؟»

صدایِ لرزانِ کودک، به سختی شنیده می‌شد: «چ… چی رو… شروع… نکردی؟ من… دیگه نمیتونم… کاف…»

دازای به نوشته‌ی روی لباسِ بچه اشاره کرد: «روی لباست نوشته (چویا ناکاهارا). پس از این به بعد اسمت همینه.»
دازای اروم اروم روپوش ازمایش گاهی که تن پسر بچه بودرو درمیار
چویا:چیکار میکنی ....بس کن....اون...اونجوری نگام نکن....کاف...کاف...کاف

«تومال منی حق نداری اعتراض وارد کنی .»
بعد از گفتنِ این جمله، دازای به آرامی از رویِ
پسرکِ مو نارنجی که حالا «چویا» نام گرفته بود، بلند شد و به سمتِ در رفت. قبل از خروج، نگاهی گذرا به بچه انداخت. تردید در چهره‌اش موج می‌زد؛ نفس‌هایش نامنظم بود. زیر لب گفت: «اما به این معنی نیست که بخوام روت ازمایش کنم .…»

حرفش با فریادِ بلندِ چویا قطع شد: «ساکت شو! همه‌تون مثلِ همین! کاف… کاف… هاه… هاه… هاه…»

دازای، بدونِ اینکه کلمه‌ای دیگر بگوید، از اتاق خارج شد و با عصبانیتی شدید از پله‌ها پایین رفت.
دیدگاه ها (۱۲)

پارت۱۱اسم سوکوکو:کدمنباقدم های استوار و خشمگین،نگاهی سرد؛ازپ...

پارت ۱۲اسم سوکوکو:کدمنرمبو لبخند ارومی بر لبانش میشینه و میگ...

پارت9اسم سوکوکو:کدمنطبقه بالا بود. هوای سنگین و غبارآلودِ ات...

پارت ۸اسم سوکوکو:کدمنشما می‌خواهید انتقام همسرتان را بگیرید؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط