من و تو و دو چشم سیاه

من و تو و دو چشم سیاه
تو از کهکشان دل من رد شدی
من افتاده ام در سیاه چاله ها
دیدگاه ها (۱)

می تراود حسرت آغوش از آغوش مازخم را نتوان دهان از شکوه بیداد...

دیدم کوچه ی تنگیست که چراغش چشم استچشم ما گوش بود و عقل ما ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط