چگونه با تو باشم که در تو فنا شم

چگونه با تو باشم که در تو فنا شم
تو رفته ای و بهتر که من هم نباشم

چگونه جان خود را به دستم بگیرم
بگو چگونه باید برایت بمیرم
به عمره با تو بودن به خود برنگشتم

هرآنچه که تو از آن گذشتی گذشتم
تو با دلم چه کردی که در زمان ندیدم
من آن نشانه ها را به این نشان ندیدم
به جز هوای عشقت هوایی در سرم نیست

هرآنچه که تو هستی در این و ان دیدم
شکسته بودی و من به یک ان شکستم
چنانکه با دو چشمم به باران نشستم
به بال و پر ساندی خودت پر نداری
رسانده ای به سامان مرا سر نداری

#علی زند وکیلی
دیدگاه ها (۲)

زمین و آسمان ز هم گسیختستاره خوشه خوشه ریختو آفتاب در کبود د...

✍ 💎 💞 تو به دیگران یاد می دهی چطور با تو برخورد کنند،💞 وقتی ...

ما آدم ها استادِ قضاوت کردنِ دیگرانیم...جواب ندادنِ پیام را ...

عشق در دنده آخرپارت : ۴۴صبح آفتابی سئول، برخلاف چند روز گذشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط