روزی اگر دختری داشته باشم ،

روزی اگر دختری داشته باشم ،
اجازه می دهم موهایش را بلند کُنَد و بریزدشان روی شانه هایش...
آنقدر در بغل می گیرمش،
و نوازش می کنم دستها و پاهایش را،
که دلش هرگز هوای آغوشِ هیچ غریبه ای را نداشته باشد ...
شانه ای از بلور می خرم برایش،
و تار به تارِ گیسوانش را می بافم،
تا دلش نگیرد از بی محلّیِ آدمهای یخ زده ...
یک روز صدایش می زنم رها ،
تا بداند دلش فقط باید برای خودش باشد...
برای خودش شور بزند...
#وروجک #گلنوش
دیدگاه ها (۰)

dark life = 19در را پشت سرش بست و قفل کرد. صدای کلیک قفل، ات...

گربه ای در نیمکت کناری...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 48چند روز از برگشتن لوکاس گذشته بود،...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

𓆩𐙚.. (the end ) چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ــــــــــــــــــــــ...

قلبی در قلمرو دشمن — پارت یازده | «صبحِ فراموش‌نشدنی»نور کم‌...

نام=)سایه مافیا### پارت ششم: اعترافِ سردلیها در حالی که تهیو...

p3

راز خون پارت هفتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط