پارتجوجه تیغی من

پارت۹جوجه تیغی من
«صبح »
ویو کاترین
کاتسوکی تو اتاق خواب بود بزار برم کرم بریزم
ویو نویسنده
کاترین پاشد یه کیف آرایش آورد و رفت پیش باکوگو و مینا اون رو دید و رفت پیش کاترین
مینا:کاترین چیکار میکنی؟😁
کاترین:می‌خوام آرایشش کنم😃
مینا:به نظرت خطرناک نیست ؟
کاترین:نه بابا چه خطری
و کاترین صورت جوجه تیغ-چیزه باکوگو رو آرایش کرد که شبیه دلقک شد🤡و مینا براش لاک زد😁
و کاترین و مینا خواستن در برن که ایجیرو و دنکی اونا رو دیدن
دنکی:بچه ها چیکار میکن-
که باکوگو را دید💁🏻‍♀️
ایجیرو داشت از خنده جر می‌خورد و دنکی هم همینطور اما دنکی نتونست جلوی خودش رو بگیره و پاره شد💁🏻‍♀️و ناگهان .....باکوگو بیدار شد و لاک هاش رو دید و شروع کرد همه رو جر دادن
«بعد از دعوا»
کاترین در یخچال رو باز میکنه و شیر کاکائو میخوره👍🏻🗿(چیکارش داری بزار بخوره)
«پیش کارین »
ذهن کارین:وای خسته شدم دختره ی بوگندو همش به عشق من می‌چسبه 😤نمی‌خوام کاتسوکی مال منههههه باید کاترین رو بکشم ولی چجوری ؟؟همه ی اعضای لیگ اشرار توی زندان تارتاروس هستن (درسته؟)باید بینشون دعوا راه بندازم این تنها راهیه که دارم خب حالا دعوا سر چی باشه ...اوم..آها!شیر کاکائو ی کاترین رو میخورم و میگم کاتسوکی خورده
«یوای»
دنی اومد تو اتاق کاتسوکی
دنی:تو از کاترین خوشت میاد؟
+به تو چه
-جواب منو بدهععع
+نه(دروغ)
-خب پس مال منم😁
+اوی نفله ی کله موزی اون دختر خاله ی منه
-دختر خالته خواهرت که نیست
و دنی رفت بیرون

ببخشید کم بود گشادم🦦
چطور بود ؟
شرایط نمی‌زارم 🗿
دیدگاه ها (۹)

پارت ۱۰ جوجه تیغی من چند دقیقه بعد ایزاوا اومد و گفت می‌خوای...

فنف🛐🛐بازی مورد علاقم🍓

سلام من اومدم یه چیزی بگم اینکه سناریو باکودکو رو بعداً شروع...

سلام من می‌خوام یه فیک باکودکو با این کاور بنویسم که دکو و ب...

ادامه پارت۸کارین:وای باکوگو جونم بیا بریم خونه ی ماباکوگو دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط