دوستش می دارم

دوستش می دارم
لبخندش را
فریبی نه ، که هدیه ای می انگارم .
من همه ی سنگهایش را پرستیده ام و
آتش و آب و خاکش را .
من آفتابش را پوشیده ام
و عصاره ی ماهتابش را ،
پیاله پیاله نوشیده ام
دوستش می دارم ...
زمینی که تو روی آن راه می روی ...
دیدگاه ها (۱)

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم بر این تکرار در تکرار پا...

ﻗﻠﺒﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﯼ ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ ﻧﻔﺲ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻔﺲ ﻧﯿﺴﺖ ﺁﻩ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻭ...

روحت شاد

سلام به همهٔ دوستای خوب ومهربونم کمترین ارزویم این است که هر...

عاشقانه

my shy boy

بادشکن پارت ۱۴هاروکا: خب....... در مورد خانوادع ی سئو میتونی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط