حال من خوبست،اما خوب را معنا نکن

حال من خوبست،اما خوب را معنا نکن
انتظار دیدن محبوب را معنا نکن


در دلم شور نگاهت حکمرانی می کند
وای از این دلشوره ها،آشوب را معنا نکن!


صبر من سر آمد و جانم به لب،اما بمان
من صبوری می کنم،ایوب را معنا نکن


اشک٬ زانو می زند بر گونه های پنجره
بغض سنگین منِ مغلوب را معنا نکن


می روم از یاد،اما یاد تو در خاطرم
عشق های خالص و مرغوب را معنا نکن


ای به قربان دو چشمی که تو را گم کرده است
یوسفِ گم گشتهٔ یعقوب را معنا نکن...!!
دیدگاه ها (۱)

از در، بالا رفتمپله ها را باز کردملباس خوابم را خواندم ودکمه...

گاهی دلت می خواهد سر بالا کنی و با همه ی وجود فقط بگویی"الهی...

.

((چه خبرهاست خدایا که ندارم خبری کو مرا خضر رهی تا که نما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط