مثل هفت منگول روی کاناپه بودیم که

مثل هفت منگول روی کاناپه بودیم که
مامان گفت : بچها امروز یه مهمونی دعوتیم پاشید حاضر شید
+ _ ای بابا
/ خدا لعنت کنه
رفتم حاضر بشم حموم رفتم لباس بلند مشکی مجلسی پوشیدم ( چون مافیا هستن ) آنقدر از پسر چونگ بدم میاد که نگو دو سه بار پسرا از دست اون نجاتم دادن سو هو حالم ازش بهم میخوره رفتم آرایش کردم و کار هارو انجام دادم

.......
ببخشید اگه کم شد 💞💕
دیدگاه ها (۰)

تک پارتی

رفتم نشستم روی میز، میز تا روی صورتم بود همه ی داداش ها در ح...

تتو های یانگ هی

هنوز تو یه آب بودیم که من محکم به دیوار لبه ی استخر خوردم از...

part 25مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

Soukoku

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط