ز مرگ نـــمی ترسم, من فقط نگرانم که در شلوغی آن دنیا

ز مرگ نـــمی ترسم, من فقط نگرانم که در شلوغی آن دنیا مــــادرم را پیدا نکنم ... سرم را نه ظلم می تواند خم کند، نه مرگ ، نه ترس سرم فقط برای بوسیدن دستهای تو خم میشود مادرمـــــــــــ مادر ، من هرگز بهشت را زیر پات ندیدم ؛ زیر پای تو آرزو هایی بود که از آن گذشتی به خاطر من مادر روسری ات را بردار تا ببینم بر شب موهایت چند زمستان برف نشسته است, تا من به بهار رسیده ام!! به جرم اینکه بهشت زیر پایشان بود دنیا را برای خود جهنم کردند!! به سلامتی مــــــــــادر هااااا
دیدگاه ها (۷)

قسمت ۶

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.¹سکوت سنگینی ب...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

Nine

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

سناریو:مرگ پنهان/پارت آخر**نویسنده**سه ماه از مرگ ایزوکو می‌...

از مرگ نـــمی ترسم،من فقط نگرانم که در شلوغی آن دنیا،مــادرم...

از مرگ نـــمی ترسم،من فقط نگرانم که در شلوغی آن دنیا،مــادرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط