آینه می گوید : پیر شدی
آینه می گوید : پیر شدی
موهای مشکی ات سپید شده
دستی بین موهایم می کشم و میگویم :
عیبی ندارد آینه غصه نخور موهایم را رنگ می کنم
دوباره جوان میشوم ،
اما. . .
دلم با بغضی و ناله ای جان سوز میگوید :
میشودمرا هم رنگ کنی ؟
لحظه ای سکوت . . .
ناخواسته اشکی بر روی گونه ام سر می خورد
زیر لب میگویم :
دل خسته من !
کدام تکه ات را رنگ کنم؟
قسمت گذشته ات ؟
یا حال . . . ؟
موهای مشکی ات سپید شده
دستی بین موهایم می کشم و میگویم :
عیبی ندارد آینه غصه نخور موهایم را رنگ می کنم
دوباره جوان میشوم ،
اما. . .
دلم با بغضی و ناله ای جان سوز میگوید :
میشودمرا هم رنگ کنی ؟
لحظه ای سکوت . . .
ناخواسته اشکی بر روی گونه ام سر می خورد
زیر لب میگویم :
دل خسته من !
کدام تکه ات را رنگ کنم؟
قسمت گذشته ات ؟
یا حال . . . ؟
- ۳.۱k
- ۱۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط