یــــــادت هست ؟؟؟

یــــــادت هست ؟؟؟
وقتی با "او"دیـــــــدمت،
پرســــــیدم:چه چیــــزش از من بهتر بود؟
گفتی:

---"او" دســـــت هایش را باز می کند و مرا در آغــــــوش می گیرد.این یعــــنی «حسِّ امنیت»!!
کاری که تو هیــــــچ گاه نکردی!
---یک طـــــرفه به قـــاضی رفتـــی عشــــق مــن...
و نفهــــــــمیدی دســت هایم را روی ســــــرت گرفته بــــودم تا آوار...
مشـــــــکلات وجـــودت را له نکـــــــند!این یعــــنی«محبت بی چشمداشت»
ولی او فقط خودش را ارضا میکرد و افسوس تو این را هیچگاه نفهمیدی.......
دیدگاه ها (۵)

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش اول_ حس نومیدی از این‌جا ...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

بسم الله الرحمن الرحیم فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْم...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط