Otagh baghli

Otagh baghli
Part 41


جوابی نداشتم پس فقط بهش ی فاک نشون دادم و خواستم برم که یهو از پشت سرم داد زد :

جونگکوک : وایسااااا !!


برگشتم سمتش !!

با قدم های بلند اومد سمتم ...

منم کامل رومو کردم سمتش !!

صاف تو چشمای هم زل زده بودیم ..

با چشمای سیاهش ، جوری داشت نگاهم میکرد که انگار میخواد بخورتم ...

جونگکوک : وقتی بهت میگم اون کیک منه !!
یعنی مال منه !
سهم منه !!
اون وقت تو به چه اجازه ای اونو ور داشتی هاااا !؟ ( تقریبا بلند )
فکر کنم دفعه ی قبلی بهت نشون دادم که چه آدمی هستم !!
اگه بازم به همین رفتار هات ادامه بدی ، مطمئن باش بد ترش هم بهت نشون میدم !!


من اصلااا به هیچ وجه آدمی نبودم که بخوان بهش سر کوفت بزنن ، و همیشه هم جواب کار هایی که در حقم کردن رو میدادم ..
چه خوب باشه چه بد ..

جواب کار این آقا رو هم میدادم چه دیر چه زود ، ولی حتماا میدادم ..

پس رو بهش گفتم : ...

ا/ت : این کیک دیشب روی کابینت بود !!

یعنی صاحب نداشته !!

اگه مال تو بود باید داخل اتاقت میذاشتی نه این جا !!

فکر نکنم اون قد احمق باشی که منظورمو نفهمی ، پس این کیک الان مال منه !!

خواستم برم که یهو ...

ادامه دارد 🎀 🫂

واقعا من معذرت می‌خوام که انقد کم بود ، راستش دیشب تا دیر وقت مهمون داشتیم و من نتونستم خیلی براتون بنویسم ، لطفا اینو از من قبول کنین تا فردا براتون ی پارت خیلیییییی طولانی بزارم 😓🥹💔
دیدگاه ها (۱۷)

https://abzarek.ir/service-p/msg/5112152 اون یکی پیام ناشناس...

https://wisgoon.com/cho_miyeon زیبام فالوشه 🫠✨

Otagh baghli Part 40 به سمت در خروجی راه افتادم که یهو ...جو...

Otagh baghli Part 22 دیدم کسی آنلاین نیست خواستم بیام بیرون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط