یــه دخــتـرِ شـاد بـودَمـ

یــه دخــتـرِ شـاد بـودَمـ
دخـــترِ بـابـامـ
تـنهـا مـردِ زنـدگیــم بـابـام بود
اولیـن عشقـم بـابـام بود
یهـ روز هـَمـون بـابـاعهـ مـهربونمـ هـَمـون تنـها قهـرمان زندگـیم بـا یهـ گـوشےاومـد خونــهـ گفتـ واسهـ تـک دختـر
کُـلـّے ذوقـ کـردمـ
تـو همـون لـعـنـتـےشنـاختـمتـ
یهـ روز چـَت
دو روز چـَت
دیگـهـ شـبا جایـهـ اینـکهـ 12 شبـ بهـ بابـام شبـ بخـیر بگـم
دیدگاه ها (۴)

ما برای ایونت خیلی ذوق داشتیم ولی بلیط بهمون نرسید و من 3 سا...

ᴘᴀʀᴛ ۲۹ | یه اتفاق کوچک، یه حس بزرگاز اون روز به بعد...آرا ک...

میدونین چیه؟🤓الان حتی از دخترک تنهای توی روبیکا هم تنها ترم🤣...

خب داستان زندگی خودمو براتون میگم پس خوب گوش کنین داستان از ...

[ پارت آخر ]

برده عمارت جئون

𓆩♡𓆪 «و این‌گونه، داستان ما به فصلِ هزارم رسید…» 𓆩♡𓆪گاهی بعضی...

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

لانایی خوشکلمخواهری قشنگمخاکتوسر ویسگون که خراب بود نتونستم ...

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط