هم می زنم این قهوه یِ تلخِ قجری را،

هم می زنم این قهوه یِ تلخِ قجری را،

تا فکرِ تــو شاید برساند شکری را،

من خاطره می نوشم و با یادِ تــو خوبم،

برگرد...و پایان بده این بی خبری را،

بعد از گله و اخم بگو سیب...و پر رنگ،

لبخند بزن تا بنویسم اثری را،

حالا که حواسم به تـــو پرت است...بگیرند ،

از دست من این هوش و حواس بشری را،

با قاشق خود شعر نوشتم، و مدادم،

هم می زند این قهوه یِ تلخِ قجری را

♡♡
دیدگاه ها (۴)

"ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ "ﮔﺎﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻓﮑﺎﺭﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﺟﻨﻮﻥ ﻣﯿﺮﺳﺎﻧﺪﮔﺎﻩ ﻣﻌﻨﺎﯼ...

♥♥♡♡♥♥♡♡♥♥♡♡♥♥

♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥

ادم باید یه تو داشته باشه !!! که هر وقت از همه چی و همه ...

ته ره

پارت ۲

درخواستی_تکپارتی از تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط