هم می زنم این قهوه یِ تلخِ قجری را،
هم می زنم این قهوه یِ تلخِ قجری را،
تا فکرِ تــو شاید برساند شکری را،
من خاطره می نوشم و با یادِ تــو خوبم،
برگرد...و پایان بده این بی خبری را،
بعد از گله و اخم بگو سیب...و پر رنگ،
لبخند بزن تا بنویسم اثری را،
حالا که حواسم به تـــو پرت است...بگیرند ،
از دست من این هوش و حواس بشری را،
با قاشق خود شعر نوشتم، و مدادم،
هم می زند این قهوه یِ تلخِ قجری را
♡♡
تا فکرِ تــو شاید برساند شکری را،
من خاطره می نوشم و با یادِ تــو خوبم،
برگرد...و پایان بده این بی خبری را،
بعد از گله و اخم بگو سیب...و پر رنگ،
لبخند بزن تا بنویسم اثری را،
حالا که حواسم به تـــو پرت است...بگیرند ،
از دست من این هوش و حواس بشری را،
با قاشق خود شعر نوشتم، و مدادم،
هم می زند این قهوه یِ تلخِ قجری را
♡♡
- ۹۲۱
- ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط