چشم در چشمت شدم دیدی ولی نشناختی 

چشم در چشمت شدم دیدی ولی نشناختی 
بغض من را خوب فهمیدی ولی نشناختی
مثل ابر بارداری رد شدی از روی دشت 
با نگاهت سخت باریدی ولی نشناختی
من گل سرخی کنار لاله ای بودم که تو
آمدی و لاله را چیدی ولی نشناختی
حال و روزم را که دیدی چشم دزدیدی و بعد
بر من آواره خندیدی ولی نشناختی
بعد از اینکه رد شدی بغض نفس گیرم شکست
با صدای گریه چرخیدی ولی نشناختی..
دیدگاه ها (۷۵)

چشم در چشمت شدم دیدی ولی نشناختیبغض من را خوب فهمیدی ولی نشن...

چشم در چشمت شدم دیدی ولی نشناختیبغض من را خوب فهمیدی ولی نشن...

چشم در چشمت شدم دیدی ولی نشناختی بغض من را خوب فهمیدی ولی نش...

یک شب از دور تو را دیدم و من را دیدی من فقط اشک تو اما چقدر...

یک شب از دور تو را دیدم و من را دیدیمن فقط اشک تو اما چقدر خ...

The eyes that were painted for me... "چشمانی که برایم نقاشی ...

↚مــــاجــِـراے یـــِـکــــــ①ــــــ عـــِـشـــღــــق↛به روی...

لحظه تولد پیامبر مهربانی ها

در #مدح_رسول_مهربانیشعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشدزنده د...

شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشدزنده در گور غزلهای فراوان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط