امیررر

امیررر:
بگذار در این همهمه آرام بمانم
با گوشه ی چشم تو در این دام بمانم

ذرات غباری شده ام تا بتوانم
در رد به جا مانده ی هر گام بمانم

هرچند که در رفتن از این خانه مصرم
تقدیر من این است سر انجام بمانم

ای کاش که خورشید نتابد دو سه روزی
در سایه ی بی حوصلگی خام بمانم

هر چند نهان ماندن اندوه محال است
کاری بکن ای عشق که گمنام بمانم .
دیدگاه ها (۸)

امیررر:قلب من مسکن غمهاست نمیدانے توچشمهایم خود دریاست نمیدا...

امیررر:مـــخــاطب خـــاص منخــاص بودن خـــاصــیت توســـت!تـو...

امیررر:ﺁﻣﺪﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﻧﺸﺴﺘﯽ...ﺑﻪ ﮔﻠﯿﻢ ﺩﻝ ﻣﻦﺟﺮﻡ ﻣﻦ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﻧ...

امیررر:پروانه های احساسم رادر قاب بی تفاوتیبر دیوار تنهایی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط