یه رفیق داشتیم خیلی مذهبی بود

یه رفیق داشتیم خیلی مذهبی بود
یه بار میخواست بیاد خونمون
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
انقد دم در گفت یالله آخرش بابام داد زد پدرسگ بیا تو منم چادر سرمه !
دیدگاه ها (۱)

از همان کودکی اسیر زود باوریهایمان شدیم و گرنه کدام روباه پن...

;-)

رفتم آرایشگاهآرایشگره پرسید کوتاش کنم؟گفتم مگه میتونی بلندش...

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ...ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺟﻮﺭﺍﺑﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭼﻨ...

فصل 1پارت 4 اونشب مزخرف تموم شد خونمون جابه جا شد بابام رفت ...

my love part 49

پارت ۳نیما برای همه صبحانه درست کرده یک دفعه بهم گفت بیا دنب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط