در شبان غم تنهايي خويش

در شبان غم تنهايي خويش
عابد چشم سخنگوي توام
من در اين تاريكي
من در اين تيره شب جانفرسا
زائر ظلمت گيسوي توام
گيسوان تو پريشانتر از انديشه ي من
گيسوان تو شب بي پايان
جنگل عطرآلود
شكن گيسوي تو
موج درياي خيال
كاش با زورق انديشه شبي
از شط گيسوي مواج تو من
بوسه زن بر سر هر موج گذر مي كردم
كاش بر اين شط مواج سياه
همه عمر سفر مي كردم 🖇🌚
دیدگاه ها (۰)

در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی تواممن در این تاریکیمن...

در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی تواممن در این تاریکی م...

در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی تواممن در این تاریکیمن...

گیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی منگیسوان تو شب بی پایانجنگل ع...

گیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی منگیسوان تو شب بی پایانجنگل ع...

من چه می دانستم؟ درشبان غم تنهايي خويشعـابد چشم سخنگوي تو ام...

🆔 : درشبان غم تنهایی خویش عـابد چشم سخنگوی تو ام من در ا...

در شبان غم تنهایی خویش عابد چشم سخنگوی توام من در این تاریکی...

در شبان غم تنهایی خویش ..عابد چشم سخنگوی توام ..من در این ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط