ناز اگر ناز تو باشد که به جان می خرمش

ناز اگر نازِ تو باشد که به جان می خَرَمَش
پیشِ چشمِ همه یِ خَلق،عَیان می خرمش

ضرر و منفعتش هر چه که باشد خوب است
خالی از دغدغه یِ سود و زیان می خرمش

من مسلمانِ دو چشمانِ سیاهت شده ام
وقتِ تکبیر و مناجات و اذان می خرمش

مژه بر هم زدنت شیوه یِ جنگاوری است
ِپیچِشِ پلکِ تو را جایِ کَمان می خرمش

شیر هم باشم اگر پیشِ تو من برّه شدم
سگِ چشمانِ تو را جایِ شَبان می خرمش

سرخیِ سیبِ تنت گر چه خرابم کرده
خارج از وسوسه‌ یِ جا و مکان می خرمش

آخرین بِیتَم اگر خرجِ زیادی دارد
قیمتش هر چه که باشد به همان می خرمش

نه و امّا و اگر گرچه برازنده یِ توست
«بَله» ات را تو بگو، زیرِ زبان می خرمش

دیدگاه ها (۳)

با دیدن روی تو بی خانه تر از بادممن یاد تو ام اما جز غم نکند...

سنگْ اگر هم بِزنی بال و پَرِ فاخته امنَپـَرم بامِ دگر، چون ب...

بنشین تا نفسی هست نگاهت بکنم"نظری نیک به رخسارۀ ماهت بکنمشرر...

اگر عاشقیدولی حالتان بد استمطمئن باشیددچار آدم اشتباهی شدیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط